Showing posts with label Mind Defragment. Show all posts
Showing posts with label Mind Defragment. Show all posts

Tuesday, December 14, 2010

God

و شکر خدای را عزوجل
که هیچ اعتقادی به بودنش ندارم
لیکن هیچ مدرکی بر نبودش هم ندارم
که بشر تا بوده و هست به دنبال خدایی می گردد
اگر تکبر رخصت دهد که خود را و زمانه ی خود را جزو کوچکی از تاریخ بشر بدانیم:
بشر اگر دنبال بت بوده
اگر دنبال ماه و خورشید و ستارگان بوده
اگر همزمان چند خدا داشته
اگر زمانی بر علیه چند خدایی شوریده و تک خدایی را ترویج کرده
تنها دلیلی که برایش توانم آورد
تنها ترس از پس از مرگ است
و نیک می دانیم که ترس در جایی ظهور می کند
که مجهولی وجود داشته باشد
و آیا روزی فرا خواهد رسید که این مجهول هم جزو معلومات بشر گردد؟
فی الحال و تا آن زمان من کماکان تا . . . . . . (خودسانسوری فجیع) خدا خواهم بود . . .

Wednesday, October 13, 2010

ازدواج منگوله دار و زندگی پارتنری!

از آنجا که اصل اسلام پذیرش کتاب قرآن (به عنوان اساس دین اسلام) به عنوان آخرین کتاب الهی است که قرار است در تمام دوره های زندگی بشریت تا ابد کاربرد داشته باشد! پس هر شیوه جدید باید از صافی قرآن عبور کند تا قابل اجرا برای ما باشد که با توجه به محتویات قرآن خیلی از مسائل اصلن داخل ممیزی قرآن باقی می ماند چون اساسا قرآن در مورد آن قضیه اطلاعی ندارد!!
نمونه این مسائل، زندگی پارتنری در اروپا است. در تمام دوره های تاریخ بشریت انواع ازدواج رواج داشته: یک زن و چند مرد، یک مرد و چند زن، یک زن و یک مرد، خواهر و برادر، ...
ازدواج منگوله دار:

سالیان سال است که زندگی مشترک با یک غیرهمجنس در این مملکت باید حتمن مبتنی بر سند باشد و نیز شرط آغاز آن شنیدن جملاتی است به زبان عربی یا فارسی که باید توسط یک آخوند یا محضردار خوانده شود و جواب مثبت ما به آن شخص که نقش وکیل ما را بازی می کند!
بر طبق این سند این دو شخص غیرهمجنس می بایست تا پایان عمر در کنارهم زندگی کنند (و شاید به پای هم بسوزند) و باز بر طبق این سند هرکدام از این دو نفر با خانواده طرف مقابل خویشاوند گشته و می بایست برطبق با آنها مراوده داشته باشد.
پایان این زندگی باز هم مبتنی بر سند و مشروط به ادای صیغه طلاق، جلب رضایت مرد توسط زن، پرداخت جریمه از جانب مرد (مهریه)، و تشکیل دادگاه می باشد. بدیهی است پس از طلاق رابطه خویشاندی با خانواده طرف مقابل و مسئولیت های ناشی از آن از طرفین سلب می گردد.
و اما در غرب در زمان حاضر:
فرزند از وقتی پا به سن مشخصی گذاشت می تواند جدا از خانواده زندگی کند و مسیر زندگی خود را به راحتی انتخاب کند فارغ از جنسیت فرزند (ناگفته نماند گردش اطلاعات و آشنایی فرزند با کلیه امور مورد نیاز به حد کافی می باشد)
این شخص می تواند برای خود شریک انتخاب کند (باز هم فارغ از جنسیت: اینکه روی جنسیت ها تاکید می کنم یکی از اصول اسلامی است که دختر چون تا قبل از ازدواج هنوز عقلش تکمیل نشده لذا باید جهت ازدواج منگوله دار [ازدواج کلاسیک مبتنی بر سند] رضایت پدر را جلب کند.
شروع این زندگی نیازی به وکیل ندارد و فقط منوط به تصمیم طرفین می باشد. این شیوه زندگی در عرف جامعه مورد پذیرش قرار گرفته. این شیوه زندگی می تواند حتی به تولد فرزند منجر گردد.
این زندگی فقط با رضایت و محبت دوجانبه طرفین آغاز می شود و چیزی که به این زندگی دوجانبه پایان می دهد پایان این رضایت و محبت است. این جدایی نیازی به وکیل، دادگاه و پرداخت جریمه ندارد.
اما بعضی ها تصور می کنند متعه یا صیغه که مجلس هر از چندگاهی درصدد تصویب قانونی در مورد آن برمی آید می تواند جایگزین زندگی پارتنری گردد. اما این تصور اشتباه است به چند دلیل:
1. در متعه هنوز سند نقش دارد.
2. در متعه صیغه باید جاری گردد.
3. در متعه مهریه باید تعیین شود در نتیجه:
4. بیشتر زنانی که به متعه تن می دهند جهت کسب درآمد به متعه روی خواهند آورد که با تن فروشی تفاوت چندانی نخواهد داشت.
5. متعه را قرار است مسلمانها اجرا کنند. پسر مسلمان را نمی دانم اما دختر مسلمانی را تصور کنید که بر طببق روایات اسلامی عمل کرده و هنوز یک صحنه پو#رن را ندیده است و شاید اطلاعات زیادی در مورد عمل س#ک#س هم نداشته باشد. حال به نظر شما این دختر که پنج وعده نمازش را هم به موقع می خواند به متعه روی خواهد آورد؟
6. پسر و دختری که آنقدر ذهن شان باز شده که متعه یا روابط زناشویی بدون ازدواج دائم برای آنها  مسئله ای حل شده است، مطمئنن خواندن صیغه عربی و ثبت ازدواج موقت در دفتر هم برای آنها در حد سوژه خنده می باشد.
7. متعه بیشتر به کار مردان متاهل و زنان مطلقه می آید. هدف هریک نیز کاملن مشخص می باشد.
ضمنا قانون متعه در قرآن وجود ندارد.

Tuesday, September 7, 2010

سینوهه صفحه 34

سینوهه صفحه 34:
«پاتور [پزشک سلطنتی] گفت اینکه اکنون تو را به طرف آن خانه ها [فاحشه خانه] می کشاند احتیاجی است که تو به زن داری. زیرا اگر مرد نتواند زنی جوان را به دست بیاورد و او را در کنار خودش بخواباند غمگین می شود، لیکن بعد از اینکه آن زن خواهر او شد [زن او شد] بیش از گذشته غمگین می شود.سینوهه گفت برای چه؟ پاتور گفت این سوال پرسشی است که خدایان هم نتوانسته اند به آن جواب دهند. تا دنیا بوده چنین بوده و بعد از این هم چنین خواهد بود و هر دفعه که زنی با مردی معاشرت می کند و آن زن خواهر او می شود بیش از ساعاتی که او هنوز خواهر وی نشده بود دچار اندوه می گردد»
راستش بعضی وقتا فکر می کنم نکنه نویسنده سینوهه یه گله آدم و سر کار گذاشته و نوشته هاش تراوشات ذهنی خودشه! واقعیتش اگه اینا افکار یه انسان عصر فرعونه . . . در اینجا مخ من هنگ می کنه! (شما به جای هنگ می کنه می تونین همون واژه ای که تو ذهنتونه به کار ببرین!)

Friday, August 27, 2010

سینوهه رو می خوندم

سینوهه رو می خوندم. چقدر تاریخ بارها و بارها تکرار می شه. زمان فرعون، مرد و زن، مطابق رسم و شرع، سینه ها رو برهنه می ذاشتن. رفیق سینوهه بهش می گه «مردم گرچه هنوز به آمون اعتقاد دارند ولی از آنها نمی ترسند و در لباس پوشیدن بسیار لاابالی شده اند و این لاابالی گری به درجه بی شرمی رسیده زیرا مردم با وقاحت هرچه بیشتر تمام سینه و شکم خود را زیر پارچه های رنگارنگ می پوشانند درصورتیکه خدایان انسان را عریان آفریده اند تا اینکه پیوسته عریان باشند و هرگز بدن خود را نپوشانند. حتی زنها هم مانند مردها وقیح شده اند. لباس هایی در بر می نمایند که سینه و شکم آنها را پنهان می کند.»
جالب اینکه در ادامه می گه: «من هروقت راجع به این اوضاع فکر می کنم حدس می زنم که ما در دوره آخرالزمان زندگی می کنیم و عنقریب دنیا به آخر خواهد رسید.» اون زمان اصرار بر عریان کردن بود، مردم می پوشاندند. امروز اصرار بر پوشاندن است مردم عریان می کنند. بحث آخرالزمان هم که جای خود دارد. عجب جامعه شناسی و تاریخ پیوند عمیقی باهم دارند.
-- متن مربوط به چهارسال پیشه. مال همون زمونا که متن می نوشتم ولی جرئت نمی کردم وبلاگ هوا کنم!